جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

75

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

محصور شده و هرگز حاضر نيست آن را ترك كرده و ميهن ديگرى براى خود اختيار كند ، معجزه صحرا قبل از انقلاب محمد و انقلاب على است . * * * نه چشمه‌ساران پرآب و بركت ! نه سرزمين‌هاى پرنعمت سبز و خرم ! نه همهء ثروت‌هاى دنيا ! نه نشاط شبانگاه و نسيم صبا و ژاله صبحگاه ! نه نعمت‌هايى كه براى فردى خوش‌گذران ، در مكانى جمع شود كه از آن شير و عسل مىريزد و بر آن مر و لبان مىبخشد ! « 1 » نه خنده طبيعت و شادى و سرور آن در هر باغ و گلستان ! و نه هرآنچه را كه جزيرةالعرب در آن روزگار از آن محروم بود اگر به او مىدادند ، همه و همه به پايه آنچه به زودى از سرزمين معجزه‌ها براى همه دنيا ، طلوع و ظهور مىكرد ، نمىرسيد و ارزش برابرى با آن را نداشت . اين سرزمين ، در آن زمان چيزى بالاتر و بزرگ‌تر از همه اينها براى دنيا به ارمغان آورد : هنگامى كه جهان هستى به‌پاخاست ، زمان به هم پيوند يافت ، چشمه‌ها صاف و زلال گرديد ، ارزش‌هاى عالى زندگى روشن و آشكار شد و حقيقت وجود هستى در مرحلهء تكاملى انسانيت مطلق نمودار گشت و جوشش خير و نيكى ، بلندى حقيقت ، تحكيم عناصر فضيلت به ظهور پيوست تا جملگى در ساكن غار حراء محمدبن عبدالله بروز و تجلى نمايد و هم‌چنان در سرور و برگزيده نيكوكاران ، انقلابىِ بزرگ ، علىبن ابىطالب ادامه يابد و جاودانه شود . برانگيختگى و بعث اين انسان بزرگ و استمرار آن در پسرعموى والاى او ،

--> ( 1 ) . مر و لبان ، هردو ، معجون‌هاى خوشبويى هستند كه در عربستان پيدا مىشوند . م